
امروز 17 آذر و من متاثر از اتفاقي كه شب گذشته خودم شاهد و ناظرش بودم مثل هميشه صبح زود با صداي موبايلم از خواب بيدار شدم و طبق عادت راديو و مجري محترم كه با صدايي رسا ميگفت : دانشجوي گرامي امروز روز توست روز دانشجو روزي كه تمام ملت به اون افتخار ميكنن . بله ديگه روز دانشجو (روز پيوستن به لقاء ا..) خلاصه صبحونه رو خوردم و رفتم شركت رسيدم شركت و احوالپرسي گرمي با همكارانم كردم هنوز كار رو شرو نكردم كه همكارم مهرداد به من گفت : امروز رو خدا بخير بگذرونه باز معلوم نيست چند نفري رو آشو لاش كنن..... اين حرف مهراد تا آخر وقت اداري شركت تو ذهنم بود. طبق معمول ساعات 5 بعداظهر شد و هممون شل و شهيد آماده رفتن به خونه .. خب طبق معمول تاكسي گرفتم و تا ميدون پارك تاكسي منو رسوند و از اونجا به بعد راننده تاكسي گفت راه نداره و ترافيك زياده بايد خودمون بريم .. من سوال كردم چرا؟ گفت درگيري شده و نميشه رد شد. بله با چشماني گرد و وحشت زده داشتم ميدوني رو نگاه ميكردم كه شبيه ميدون جنگ گلادياتورها بود. يه عده آدم با اونيفورمهاي كاملا پوشيده مخصوص ضد شورش باتوم به دست و سپر به دست داشتن به جنگ كفار دانشجو ميرفتن. طبق معمول كفار دانشجو هم طفل معصومها با مشتاني گره كرده داشتن زير و بالاي چند عدد انسان روحاني و كاملا بيگناه رو آب ميكشيدن.
بنده سريعا از زير گذر پارك عبور كردم و رفتم به سمت خيابون باهنر به 50 متري خيابون باهنر كه رسيدم ديدم مردي ميانسال و كت شلواري داره با دختري كه به ظاهر دانشجو بود صحبت ميكنه كه ديدم ناگهان دستشو كرد تو جيبش بي سيم رو دراورد و به دخترك دانشجو گفت همراه ما بايد بياي... دختر دانشجو رنگش شده بود مثل گچ و كاملا گيج شده بود و مرتب ميگفت كجا بيام چي شده مگه --- مگه من چيكار كردم ---- آخه مگه نميشه حرف زد خلاصه من كه رسيدم مامور به من نگاهي كرد و گفت برو آقا اينجا نمون منم سريعا به خاطر اينكه به منم گير ندن اونجا رو ترك كردم همونجوري كه داشتم ميومدم لباس شخصيها دختر دانشجو رو داشتن به سمت ماشين هدايت ميكردن و دختره بيچاره مرتب ميگفت منو كجا ميبريد ---- من مگه چيگفتم --- جرمم چيه و اونا ميگفتن چند تا سواله بايد جواب بدي اونطرف خيابون كه رسيدم ديدم دختره داره صحنه رو ترك ميكنه كه ناگهان يكي از او لباس شخصيها از پشت سر كيفشو گرفتن و شرو به كشيدن كرد دخترك طفلي با صدايي نازك و كاملا لرزون مرتب داد و بيداد ميكرد كه منو كجا ميبريد ... كثافتها با من چيكار دارين كه يه مامو ديگه از پشت سر با زور دختر بيجاره رو به سمت ماشين برد و دو نفره اونو كردن تو ماشين و البته بماند كه چقدر دختره صدمه ديد و چقدر هم ترسيده بود ...
من اين صحنه رو با چشمان خودم ديدم و تا امروز مرتب اين صحنه روبه رومه و با خودم ميگفتم كه چرا نرفتم جلو و چرا از اون دختر بي دفاع دفاع نكردم از يك طرف اخبار كهريزك و اوين تهران و بلاهايي كه سر بچه هاي مردم اوردن تو سرم بود و جرات دخالت كردن نداشتم و از طرف ديگه اين صحنه منو زجر ميداد واقعا به همين راحتي دختر مردم ... ناموس مردم رو به زور بردن ... حالا كجا بردن و چه بلايي سرش مياد و اينكه قراره چند وقت خانوادش ازش بيخبر باشن .... هيچ كدوم از اين سوالات معلوم نيست و واقعا تا دوروز سرم درد ميگرفت از بس كه به اين مسئله فكر ميكردم و اينكه الان دختره در چه وضعيه واقعا هيچ قانوني وجود نداره پس بيحرمتي و تجاوز به چي ميكن؟ كساني كه ميخان از ناموس مردم دفاع كنن حالا خودشون ناموس مردم رو به زور به ناكجا آباد ميبرن. واقعا چه بلايي دارن سر مردم ميارن .... فكر اينكه يه دختر چطور با روحيه لطيف دخترانش ميتونه تو اون محيط دوام بياره داره ديوانم ميكنه .... دوستان عزيز بايد همچين صحنه اي رو از نزديك شاهدش باشيد تا بدونين كه چطور يه انسان روش فشار روحي و رواني مياد وقتي كه ميتونه از بي حرمت شدن يه دختر جلوگيري كنه ولي نتونه و فقط صحنه رو نگاه كنه و بعدشم .....
تاره وقتي رسيدم خونه ديدم تي وي داره تو اخبارش ميگه كه امروز دانشجويان روز دانشجو رو جشن گرفتن آخه يكي نيست بگه بي پدر و مادرها چطوري جشن گرفتن با ضربات باتوم و يا با بيحرمت شدن دختران دانشجوشون.
واقعا ديگه نميدونم چطور ميشه تو همچين جامعه اي كه دم از اسلام ميزنه زندگي كرد .. جامعه اي كه مجريان قانون مثل اراذل و اوباش رفتار ميكنن و دست به هر كاري كه دلشون خواست ميزنن.
ديگه نمدونم چي بگم ............... :-(
به چه بهائي ميدهي؟ همان ارزش توست.
خب دوستان من بدجوری رفتم تو وادیه کلیپ و اینو تازه پیدا کردم حتما ببینید نمیگم چی هستش تا خودتون ببینید راستی برا دیدن کلیپ مربوطه و کلیپهای پستهای قبلی دو تا پلاگین گذاشتم که باید دانلود و نصبش کنید که تو پست قبلی لینکشو گذاشتم و اینکه تو همین پست پایینی هستش اونا رو دانلود و نصبش کنید تا بتونید این کلیپها رو ببینید.. باور کنید به زحمتش می ارزه.
دانلود برای مرورگر IE
حجم 1.15 مگابایت
دانلود برای مرورگر FireFox
حجم 0.98 مگابایت
به چه بهائی میدهی همان ارزش توست.
امروز تو این پست یه کلیپ گذاشتم که اسمش Sail Away هستش که خیلی خیلی ازش خاطرات دارم که مهندس فلاح یکی از دوستان بسیار نزدیک و مهربان بنده با شنیدن این آهنگ متوجه میشه و به مدت زیادی این آهنگ زنگه موبایل من بود پیشنهاد میکنم هر چقدر سرعته اینترنتتون پایین هست اینو نگاه کنید به نگاه کردنش می ارزه.
اینم یه آهنگه زیبا ، کیلیپ قشنگیه حتما نگاش کنید. اولش یه آگهی تبلیغاتی کوچولو داره صبر کنید تموم شه کیلیپ بعده اون شرو میشه.